نقد و بررسی فیلم من می‌ترسم

5 ماه پیش

 نقد و بررسی فیلم من می‌ترسم فیلم‌های بهنام بهزادی در نسبت با سینمای اجتماعی غلیظ و زمخت معاصر ایران، آثاری تک‌افتاده و لطیف و یواش هستند. در فیلم‌های او نه خبری از شخصیت‌های وراج و سرسام بصری و رگ گردن بازیگران و ناله و فغان و عربده است و نه وقایع ملتهب و دردناک اجتماعی به قصد فروش و اعتبار هنری مورد استعمار و سواستفاده کارگردان قرار می‌گیرند. فیلمنامه‌های سنجیده او از «قاعده تصادف» به این سو با روندی تدریجی و بطئی، از خلال روزمرگی در بخش اول فیلم به خلق بحران و تنش فزاینده در میانه داستان می‌رسند و حساسیت‌های انسانی شخصیت‌ها را مبنایی برای فهم بهتر خویشتن آنها و اجتماع پیرامون‌شان قرار می‌دهند.


«من می‌ترسم» هم طنینی از آثار قبلی بهزادی را دارد و هم از دریچه اکنونِ پارانوئیک به مسائل و مشکلات اجتماعی می‌پردازد. فیلمی با میزانسن‌های باسلیقه و مرتبط با بزنگاه‌های دراماتیک داستان که در مقایسه با فیلم بیش از حد ستایش شده و عوامانه محمد کارت «شنای پروانه»، زیباشناسی سینمایی را فدای استانداردهای میانمایه سینمای اجتماعی معاصر ایران نمی‌کند و بجای اتخاذ رویکرد ژورنالیستی در مواجهه با مسائل حاد اجتماعی و کاریکاتوریزه کردن وقایع، به خلق اتمسفری آرام و لحنی کنترل شده در نگاه به جامعه و ترسیم انسان‌هایی ملموس دست می‌یابد.

 نقد و بررسی فیلم من می‌ترسم نام فیلم «من می‌ترسم» که هراس و پارانویا و شکنندگی معاصر طبقه متوسط ایرانی را نمایندگی می‌کند متناسب با کارکرد هر کدام از شخصیت‌ها در درام واجد معنایی تازه می‌شود و دوربین لرزان و مرموز بهزادی اضطراب و پیچیدگی‌های درون کاراکترها را به بافت بصری فیلم منتقل می‌کند. بازی خوددار و آرام بازیگران، نقش مهمی در شکل‌گیری حال و هوای غمگین و درونگرای فیلم دارد و در این میان امیر جعفری در قالب شخصیتی هیولایی و الناز شاکردوست در نقش زنی سرد و مهربان، حضوری بیادماندنی دارند. موتیف پلان عمودی از شهر که در پیوند با شاخ و برگ تدریجی درام بر فضای خفقان‌آور فیلم می‌افزاید در صحنه آخر با تنها حرکت/ژست دوربین در طول فیلم، پازل درام را تکمیل می‌کند و به قطعه‌ای هراسناک از «تحت نظر بودن» در اجتماع کنونی می‌رسد. دیالوگ نویسی رها و شاعرانه و باورپذیر بهزادی جزو بهترین نمونه‌ها در سینمای ایران طی سال‌های اخیر است و به شیوه‌ای توامان بامزه و محزون دارای سویه‌های گستاخ و بااحساس می‌شود. سینمای بهزادی و مشخصا سه فیلم «قاعده تصادف» و «وارونگی» و «من می‌ترسم» لایق توجه و تحسین بیشتر از سوی منتقدان و تماشاگران ایرانی هستند؛ سینمایی صاحب نظرگاه تازه در نگاه متفاوت به اجتماع ایرانی و متمرکز در دستیابی به زیباشناسی دیریاب سینمایی.

لطفا امتیاز دهید
0
برچسب ها :
نویسنده مطلب scobar

بدون دیدگاه